یادداشتی پیرامون نسبت قدرت های ماورایی و معنویت

یادداشتی پیرامون نسبت قدرت های ماورایی و معنویت

یکی از علل گرایش به عرفان های کاذب که به خاطر مختصات ویژه فرهنگی و معنوی کشورمان آسیب بیشتری را وارد نموده است، استفاده این جنبش ها از قدرت های ماوراء الطبیعی است. بررسی ابعاد مختلف این موضوع نیاز به پژوهش های گسترده و مجال وسیع تری دارد و در این نوشتار تنها به طرح برخی زوایای این موضوع اکتفا شده است.

از آن جا که در حوزه علوم مختلف به این موضوع پرداخته شده است، عناوین مختلفی در رابطه با آن به چشم می خورد. علوم غریبه، ، فراروانشناسی، قدرت های فرا طبیعی، قدرت های متافیزیکی، پدیده های فراهنجار و… عناوینی است که در این باره به کار رفته است. بررسی هریک از این عناوین و انتخاب عنوانی مناسب، یکی از ضروریات پژوهش در این زمینه است؛ منتهی به علت مختصر بودن این نوشتار، بررسی تفصیلی این عناوین را به فرصتی دیگر واگذار می نمائیم. ما در این مقاله عنوان “قدرت های ماورایی” را برگزیده ایم که در واقع همان واژه نیروهای فراطبیعی است که به نیروهای ناشناخته‌ای اطلاق می‌گردد که در شرایط عادی دریافتنی نباشند و تنها از روی آثارشان تشخیص‌پذیر باشند.
ابتدا برای بررسی بهتر، در یک تقسیم بندی این نیروها را از نظر منشا صدور آن ها به چهار دسته تقسیم نموده و توضیحاتی مختصردرباره هرکدامی بیان می شود : نیروهای الهی، نیروهای نفسانی، نیروهای طبیعی و نیروهای شیطانی.
۱٫ نیروهای الهی: منشا صدور این نیروها ذات مقدس خداوند می باشد. البته از یک نظر تمامی پدیده هایی که در عالم واقع می شود به گونه ای در طول اراده خداوند می باشند، منتهی در این نوشته به خاطر تبیین اقسام دیگر نیروهای ماورایی، نیروهایی را که با واسطه کمتری از جانب خداوند متعال و در راستای هدایت و نصرت الهی صادر می شود را با عنوان نیروهای الهی یاد کردیم. نمونه هایی همچون معجزات انبیا، کرامات معصومین و اولیا الهی، امدادهای غیبی و… را می توان برای این قسم مثال زد.
۲٫ نیروهای نفسانی: همانگونه که جسم انسان قابلیت های فراوانی دارد، بعد فرامادی انسان نیز قابلیت های بالقوه ای را دارا می باشد. همانگونه که هر فردی می تواند با ممارست سنگین ترین وزنه ها را بلند نماید، می تواند با تمارینی خاص قدرت های بعد فرامادی خویش را ظاهر نماید. اغلب اعمال خارق العاده مرتاضان و قدرت هایی همچون هیپنوتیزم، تله پاتی، انرژی درمانی و برخی فنون مورد استفاده در ورزش های رزمی را می توان در این بخش جای داد.
۳٫ نیروهای طبیعی: منظور از این قسم، نیروهایی است که منبع صدور آن ها خواص و آثار مواد و پدیده های موجود در طبیعت می باشد. استفاده گسترده جنبش های شبه معنوی همچون عرفان سرخپوستی از مواد گیاهی با خواص روانگردان در جهت به خلسه بردن مریدان، استفاده از خواص برخی سنگ ها و کریستال های موجود در طبیعت و حتی در مواردی استفاده از قرص های شیمایی روانگردان نمونه های بارزی از استفاده از این نوع نیروهاست. همچنین در مواردی مشاهده می شود که برخی رهبران این جنبش ها، برای فریب مریدان خود، درفضای روانی خاصی برخی از پیش پا افتاده ترین نیروهای طبیعی را به خود انتساب می دهند.
۴٫ نیروهای شیطانی: در این بخش از نیروهای خارق العاده ای که ریشه اصلی آنان در استفاده از علوم شیطانی و ارتباط با شیاطین است، بحث می نمائیم. سحر و جادو، تسخیر و احضار ارواح و اجنه را می توان در این قسمت قرار داد. شیاطین به خاطر ماهیت وجودی شان که از جنس اجنه می باشند، ذاتا قدرت هایی را دارا می باشند، همچون قدرت جا به جایی سریع؛ و از آن جا که به طور معمول جنیان قابل مشاهده نیستند بنابراین شیادان عارف نما از آنان به عنوان ابزاری مفید برای به انحراف کشیدن مردم با نام معنویت و عرفان استفاده می کنند.
در این جا با اتکا به آیاتی از قرآن کریم به دو نمونه از قدرت هایی که با استفاده از سحر و جادو و ارتباط با شیاطین قابل دستیابی است، اشاراتی می نمائیم تا ابعاد تاثیرگذاری این نوع از نیروها بیشتر روشن شود.
الف. قدرت انتقال اشیاء توسط اجنه
قالَ عِفْریتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمین‏ (سوره مبارکه نمل، آیه۳۹)
در این آیه ماجرای انتقال تخت بلقیس از  سرزمینش به بارگاه حضرت سلیمان(علیه السلام) مطرح شده است، که در آن حضرت سلیمان (ع) از اطرافیان خویش خواستند که این جا به جایی را صورت دهند. یکی از افرادی که به این خواسته حضرت جواب داد یکی از بزرگان اجنه بود که گفت: من آن را نزد تو مى‏آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزى و من نسبت به این امر، توانا و امینم!
از صراحت این آیه می توان این مطلب را برداشت نمود که اجنه قدرت انتقال اشیا، آن هم با سرعتی فوق العاده را دارا می باشند. یکی از مدعیان عرفان های کاذب به نام سای بابا در هند از این قدرت شیطانی برای جذب مریدان بهره می گرفت و در مراسمات عمومی ناگهان اشیایی را در دست خود ظاهر می نمود و آنان را به مریدانش هدیه می داد.
ب. قدرت تصرف در افکار و ایجاد تصویر ذهنی
قالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْیُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظیم‏ (سوره مبارکه اعراف، آیه۱۱۱)
در آیه مذکور داستان مبارزه حضرت موسی (علیه السلام) با جادوگران فرعون بیان شده است. در این ماجرا جادوگران فرعون با استفاده از علوم شیطانی اقدام به تصرف در چشم بیندگان حاضر در میدان نموده و به تعبیر آیه مبارکه چشم مردم را سحر نمودند و در این هنگام طنابها و عصاهاى آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر مى‏رسید که حرکت مى‏کند.
نکات پایانی
شاید انتظار شما به عنوان خواننده این مطلب این باشد که اگر نمونه های بیشتری از قدرت های خارق العاده و شرحی از کم و کیف آن ها در ذیل تقسیم بندی مذکور بیان می شد، این نوشته جذاب تر می نمود. منتهی بیان این تقسیم بندی آن هم با این درجه از اختصار، نه فقط به خاطر کم بودن مجال برای این نوشته است؛ بلکه بیان بیش از حد نمونه های عجیب و غریب، از قدرت های ماورایی که اغلب در نوشتارهای این چنینی آورده می شود، بیشتر داستان واره ای است که پس ازپایان مطلب، تنها برای دقایقی خواننده را سرگرم می نماید و قوه تحلیلی برای مقابله با این آسیب در حوزه معنویت و عرفان به دست نمی دهد. بنابراین در ادامه نکاتی را برای بصیرت بخشی در این حوزه یادآور می شویم.
نکته اول: یکی از مهمترین نکاتی که باید به آن توجه نمود آن است که: هدف عارفان الهی از سیر و سلوک به سمت خدا دستیابی به نیروهای خارق العاده نیست. متاسفانه در بسیاری از کتبی که پیرامون زندگی اولیا الهی نوشته می شود و حتی در بیان سیره ائمه (علیهم السلام) برای آن که مقام والای این بزرگواران را تبیین کنند، تنها به بیان صدور کشف و کراماتی از این عزیزان اکتفا می نمایند؛ در حالی که تنها هدف والای آنان رسیدن به مقام عبودیت خداوند است. این بیانات غلط موجب شده تا در افکار عمومی ملاک تقرب به خداوند بسته به میزان دستیابی و صدور قدرت های خارق العاده از یک فرد تلقی شود. به بیان دیگر عرفان مساوی با قدرت پنداشته شود؛ و روشن است که این پندار زمینه ساز افتادن افراد در تار عنکبوت عارف نمایان منحرف است؛ چرا که همانطور که خواندید، قدرت های ماورایی گاه آبشخوری غیرالهی دارند.
با دقت نظر در آیات قرآن نیز می توان فهمید که هدف خلقت انسان تنها عبودیت خداوند است، نه دستیابی به نیروهای عجیب و غریب. بنابراین حتی درمورد نیروهای ماورایی که دستیابی به آن ها مستلزم کار حرامی هم نباشد، باز هم اتلاف نمودن عمر گرانبها برای این منظور از نگاه عقل و شرع مذموم است. چنان که دیده می شود گاهی مرتاضی برای آن که بتواند با قدرت نگاهش، قطار در حال حرکت را متوقف کند، ۷۰ سال سخت ترین ریاضت ها را متحمل می شود و تنها سودی که به دست می آورد ایجاد هیجان و سرگرمی موقتی برای سایر انسان ها است.
نکته دوم: برای بیان این نکته نیاز به یک مقدمه کوتاه است، و آن این که: انجام یک عمل خارق العاده ممکن است از منابع مختلفی سرچشمه گرفته باشد. بنابراین لزوما مشابه بودن نوع عمل دلالتی بر یکسان بودن منشاء صدور آن ها ندارد. برای روشن تر شدن این نکته آن را در قالب یک مثال توضیح می دهیم. به عنوان مثال قدرت ذهن خوانی (خواندن افکار) ممکن است از کانال امداد الهی اتفاق بیفتد، چنان که در احوالات اولیاء موارد اینگونه زیاد مشاهده می شود، و یا این قدرت از طریق قابلیت های فرامادی انسان همچون تله پاتی حاصل شود و یا از طریق ارتباط با شیاطین این عمل صورت گیرد.
حال با توجه به این مقدمه میتوان این نکته را تذکر داد که ملاک تشخیص مدعیان دروغین معنویت با رهروان حقیقی این مسیر در نوع کارهای خارق العاده صادره از آنان نیست. یعنی نمی توان گفت اگر شخصی فلان قدرت را از خود صادر نمود پس حتما انسانی الهی و یا شیطانی است. چرا که همانطور که بیان شد ممکن است دستیابی به یک نیرو از مسیرهای مختلفی حاصل شده باشد.
در این جا ممکن است این سوال به ذهن برسد که اگر صدور اعمال خارق العاده و نوع این قدرت ها نمی تواند کمکی به تشخیص عارف نمایان از عارفان به ما بنماید پس ملاک تشخیص چیست؟ در جواب باید گفت: طبق آموزه های عرفان اسلامی، ملاک اصلی تشخیص در این زمینه پایبندی فرد به شریعت اسلامی است. البته منظور ما از پایبندی به شریعت، تنها التزام عملی به احکام اسلامی نیست بلکه در یک معنای عام تر شامل اعتقاد به مبانی اعتقادی و التزام به اخلاق اسلامی نیز می شود.
نکته سوم: نکته پایانی و شاید مهم ترین نکته که با توجه به آن می توان در برابر مدعیان دروغین عرفان به آن احتجاج نمود، در یک جمله طلایی خلاصه می شود و آن این که: انجام کارهای خارق العاده دلیلی بر حقانیت اعتقادات یک فرد نیست. برای تبیین بهتر این مطلب بد نیست به یک نکته کلامی در مباحث اعتقادات توجه داده شود که: انجام معجزات به دست پیامبران (علیهم السلام)، تنها دلیلی برای اثبات رسول بودن آنان است نه حقانیت محتوای پیامشان. به عنوان مثال پیامبری مانند حضرت صالح (علیه السلام) برای اثبات مطلب حقی همچون یگانگی خداوند نمی توانست به معجزه خود یعنی خارج کردن شتر از دل کوه تمسک کند، بلکه این معجزه تنها نشانگر آن است که وی فرستاده خداوند است.
با توجه به نکات بیان شده می توان یک نسخه کاربردی در اختیار افراد قرار داد که بتوانند همچون سنگ محکی طلای اصیل را از بدل تشخیص دهند. بدین صورت که اگر در طول مسیر معنوی خود به افرادی برخورد نمودید که امور خارق العاده ای از آنان صادر می شد و مدعی راهبری عرفانی بودند، باید از دو فیلتر عبور داده شوند: اول پایبندی عملی آنان به شریعت و دوم بررسی و تطبیق آموزه های آنان با مسلمات دین، که در اکثر موارد مدعیان دروغین از همان فیلتر اول نیز نمی توانند عبور نمایند. بنابراین حتی اگر فردی آن قدر قدرت داشت که می توانست سر خود را از بدن جدا نموده و دوباره بر سرجایش قرار دهد و زنده بماند، عجیب بودن این عمل نباید ما را قانع کند که این فرد را از دو فیلتر بیان شده عبور ندهیم؛ و باید اولا سلوک دینی فرد مورد بررسی قرار گیرد و ثانیا آموزه های او را با مسلمات دینی و از کانال مجتهدان دین بررسی نمائیم.